خرید بک لینک
شاید خودمو به خریت بزنم ولی اونقدرا هم که نشون میدم خر نیستم تقریبا فهمیدم کی ارزش نگه داشتن داره و کی نداره و خب دلیل نگه داشتن بعضیا دیگه محبت و دوست داشتن نیست فقط نفرت تلافی و انتقامه #######واسه اینکه تو کاری موفق باشی نیاز به عشق و علاقه داری ولی واسه بردن به چیزی مثل نفرت نیاز داری #######چقدر بدم میاد میبینم کنارم یه دختر بیست و یک ساله میشینه که شیش هفت ماهه حامله هست اصلا بهش فکر میکنم به جای اون خودم تهوع میگیرم احساس بدیه خیلی خیلی بد اینکه این اینقدر خجسته هست که همه عاشق شده هم شوهر کرده هم تو این سن حامله شده اصلا قیافه اش مثل عقب مونده ها می مونه و مطمئنم اسم کاندوم به گوشش نخورده راستش یکمی هم بهش حسودیم میشه ولی در احمق بودنش هیچ شکی نیست یعنی دریغ از یه ذره ###########من هیچوقت نمیخوام بچه دار بشم ولی تو رویاهام اگه بچه ای داشتم باید شبیه خودم میبود همونقدر وحشتناک و نفرت انگیزه و همونقدر تو دل برو :))))))))))#####موهاشم باید طلایی یا خرمایی روشن میبود:|#########حالا یکی دیگه میگفت هشت ماهه باردار بوده عین میمون بسکتبال بازی میکرده #######ولی اسطوره من تو بارداری شخصیت اسکارلت توی رمان بربادرفته هست بقیه اینا همه بچه بازیه :-D#######داشتم برمیگشتم از یه جایی مغزم مشغول و فکرم ناراحت بودم و یه پسری بچه فال فروش گفت فال بخر و اونقدر گفت و گفت که

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 16:06

My lover's got humourShe's the giggle at a funeralKnows everybody's disapprovalI should've worshipped her soonerIf the heavens ever did speakShe's the last true mouthpieceEvery Sunday's getting more bleakA fresh poison each week"We were bo sick"You heard them say itMy church offers no absolutesShe tells me "worship in the bedroom"The only heaven I'll be sent toIs when I'm alone with youI was bo sick, but I love itCommand me to be wellAmen, Amen, AmenTake me to churchI'll worship like a dog at the shrine of your liesI'll tell you my sins and you can sharpen your knifeOffer me that deathless deathGood God, let me give you my lifeIf I'm a pagan of the good timesMy lover's the sunlightTo keep the goddess on my sideShe demands a sacrificeDrain the whole seaGet something shinySomething meaty for the main courseThat's a fine looking high horseWhat you got in the stable?We've a lot of starving faithfulThat looks tastyThat looks plentyThis is hungry workTake me to churchI'll worship like a dog at the shrine of your liesI'll tell you my sins and you can sharpen your knifeOffer me that deathless deathGood God, let me give you my lifeNo masters or kings when the ritual beginsThere is no sw

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 16:06

دیشب ساعت چهار صبح و حوالی خوابیدم البته فکر میکردم خوابیدم و تا شیش و نیم الی هفت رزی عوضی نزاشت بخوابم و حتی تو اتاق زندانیش کردم و کلی جی جی بازی درآورد و یه ساعت آخر آزادش کردم حالا بماند که قبل چهار نشسته بودم وسط خونه هی به خودم فحش میدادم و مثل خر مینوشتم و اون زنیکه رو نفرین میکردم ######## تقریبا چهل و پنج دقیقه خوابیدم و خواب دیدم اون دختره که کاسپلی خادم سیاه رو کرده و سکسی ترین کاسپلی هست که از خادم سیاه دیدم همین دختره بوده اومده بهم میگه شمارتو بده!! بعدش من از خوش حالی و تعجب تو خودم ریده بودم و نمیدونستم چیکار کنن و عجیب بود که به جای آلمانی داشت فارسی روون حرف میزدo_O ########---##### امروزجوری دیرم شد که یا دویدم یا همه جا رو تاکسی گرفتم بعدش یه پیرزن چادری که قبل من سوار شده بود پیاده شد و من وسط نشستم وسط این و یه مرد دیگه حالا هی عرق میکنم و نفس نفس میزنم و نمیتونم اون وسط جابه جا بشم و احساس میکردم اون مرتیکه هم بدش نمیاد خودشو بچسبونه به من و دیگه میخواستم جفتک بزنم که سعی کرد خودش رو جمع کنه ###------####### سر راهم یه بچه گربه سیاه مرده دیدم و برگشتنی که از اون مسیر اومدم هی میگفتم نیگا نکن نیگا نکن آخرش هم نیگا کردم ولی خوشبختانه ندیدمش :| ###----########## این کثافت هایی که زیر پست هانیه توسلی عقده هاشون رو خالی کردن یه مشت هرزه کثیف بیشتر نیستن

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:10

الان خوشحالم چون داره یکم بارون میاد و بوی خوش بارون رو از پنجره توالت در حال شاشیدن فهمیدم و کلا فضای عطراگینی بود راستش بعد یه روز سخت شروع خوبی بود و من بازم دارم به زندگی جغد وار یا گربه وارم ادامه میدم ######### دیدن آسمون خوشرنگ بدون نور خورشید و ماه گردالی وسط چندتا ابر سفید نعمتیه که دیروز صبح (قاعدتا دیگه دیروز حساب میشه) از داشتن و حس کردنش محروم بودم و با نفس های تنگ و بریده هرچی آشغال و دود بود رو میبردم داخل و ادامه میدادم و صد البته به خودم و بقیه فحشم میدادم ######### دیگه یه فیلمم دیده بودم از آب و هوای عالی اونور آب و کم کم میخواستم به مهاجرت هم فکر کنم :| الکی مثلا با این بارون همه چی اوکی شده و قرار نیست دیگه به فاک بریم ######### به حداقل ها راضی شدم دیگه ####### نوسانات مود بین دو ساعت و نیم از گه به گل ########### یه چیز جالب ستون سمت چپ زیر کاریکاتور صفحه اصلی تخمی روزنامه همشهری دیروز بود از جایی نوشته بود که شاید بیشتری از همه جا براش ارزش قائلم ارومم میکنه و دلم میخواد برم دورتادور حیاطش ولی برگاش که الان کامل نارنجی شده و زمین ریخته راه برم و تنها پاییز اونجا برام آروم و حتی عاشقانه هست ولی یه بستنی قهوه دایتی یا ساندویچ قارچ و ذرت و نگاه پر از حسرت به درختای شاهتوت و نگاه منتظر تا بهار و بعدش حس گه لجبازی و نرفتن به اینجا و سرکوب دلتنگی و

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:10

لاشی و هرزه بودن سن، جنسیت و گرایش جنسی نمیشناسه ########## از کلنجار خیلی خستم سکوت شده کار من از شیوع قشرخاصی که ژست و عقده توام اند (دیکته توام چه جوریه واقعا؟؟) ############ قشنگ ترین فیلم یا بهتر بگم فیلم مستندی که دیدم فیلم کدی (گربه:kedi)بود که درباره گربه های استانبول بود واقعا با دیدنش حال آدم عوض میشه ####### یه تیکه از فیلم یه زنی هست که میگه : ميگن گربهها از وجود خدا با خبرنولي سگها نيستنسگها فکر ميکنن آدما خدا هستنولي گربهها همچين فکري نميکننگربهها ميدونن که آدما بعنوانيه واسطه به خواست و اراده خدا عمل ميکنناونا نمکنشناس نيستنفقط عقلشون بيشتر ميرسه

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:10

یه مدت با ف قهر بودم نمیدونم دیگه میشه بهش امیدی داشت یا کلا مغزش پارچه شده ریخته شعورش اینور اونور بعدش یه مدت گذشت همه چی برگشت سرجای اولش ولی من همیشه هر حرفی یادم میمونه و هرکاری اگه تلافی نکنم هم یه جوری دیگه اون آدم اون جایگاه قبلی رو نداره و الان ف هم دیگه یه پله تو قلبم میره عقب و خوش و خرم اون لیست آدمای مورد اعتمادم به دونفر میرسه کم کم ########احساس تنهایی میکنم یه حسای تخمی هم دارم کلا فاز بدیه که فقط خودمو به بیخیالی میزنم ####### تقریبا پاییز لجن تموم ممیشه و من کلش رو مریض بودم و این آخریش رگ ریشه هام گرفته بود دو سه روز نمیتونستم بشینم و یا دراز بودم یا وایساده ######### بهترین فحش عالم لجنه اصلا از این به بعد باهرکی لج شدم بهش میگم لجن ######### سر راهم تو وصال یه کوچه هست پر گربه و داشتم پیش پیش میکردم دیدم یه دختره از ته کوچه اومد و داشت میرفت منو دید وایساد گفت و گفت همشون ته کوچه ان و برو ته غذا بده و خیلی ذوق بده شده بود از دیدن من و کلی از مه تشکر کرد حالا تشکر کردنم باشه یکی باید از خودش تشکر کنه چون من در نهایت چس. مثقال دون دستم بود ولی غذاهایی که اون میداد بهتر و مقوی تر بود و یه ظرف شیر هم براشون گذاشته بود و بین چندتا خنگول پشمالو چندتا بچه گربه خنگول پشمکی به چشم میخورد که کم کم داشتن منو جادو میکردن برشون دارم بیارمشون خونه ########## کل

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:10

احساس یه گلابی احمق رو دارم یعنی شدیدا به این حس مزخرف رسیدم دقیقا حس میکنم تو چشمام که زل زده بود بهم میگفت تو چقدر گلابی هستی؟ ######## خوبه که عینک نداشتم و چقدر بد مه اونقدر تند تند حرف میزنه که هم حسودیم میشه همه حس یه کودن رو دارم و هم عصبی میشم ######### اصلا یه فاز و انرژی ساطع میکنه آدم به گه خوردن میفته ############## باید اعتراف کنم همیشه گاو پیشونی سفید بودم یعنی هرچی تو دنیای خودمم یا خوابم یا... آخرش انگشت میزارن روی من و انگولکم میکنن ############ این چند وقت روابطم با میم از حسنه به قرض الحسنه رسیده یعنی خودش اومد گفت غلط کردم منم وادارش کردم اون پستش رو پاک کنه ######### ولی خب دنیا بهم ثابت کرده که نه دوستی واسه آدم میمونه نه عشقی نه هیچ کوفتی ######### بعضی وقتا اونقدر تنهام دلم میخواد تبخیر بشم ############# تقلب خوب تقلبیه که بری بشینی سر جلسه درحالی که سوالات و جواب ها رو داشته باشی و همونا رو خونده باشی ولی یکم عذاب وجدان گرفتم انگار به یه جاییم توهین شده ########### من صبحا اصلا مغزم کار نمیکنه و همیشه همچین بوده حداقل واسه تصمیمات مهم یا یادگیری یه چیز جدید یا حتی واکنش به موقع تا قبل از دوازده ظهر فلج مغزی میزنم ########### حالا فوقش سه چهار ساعت خوابیدم بعدش رفتم سر کلاس بهم میگه وسایلمو مواظب باش منم میگم یس یسس و کلا هرچی گف

برچسب: نویسنده: یوسف صادقی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:10

صفحه بندی